ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
تا سر سردار مظلومان به روی نیزه بَر شد در همه آفاق و انفس آیت حق جلوهگر شد تن به خاک افکند یعنی خاکسار کوی یارم سر به نی افراشت یعنی بر شهیدان مفتخر شد معجزات جسم پاکش کرد تصدیق نبوّت کشف اسرار ولایت از تکلمهای سر شد تن چو یعقوب از غم اکبر زمینگیر بلایا سر چو یوسف بر سر بازار حسنش مشتهر شد نسخ کرده محنت ایّوب را جسم جریحش قصّۀ پُرغصّۀ یحیی ز سر محو از نظر شد تن ز شَفقَت هموطن با جسم هفتاد و دو تن بود سر ز غیرت با عیال و کودکانش همسفر شد تن زمین کربلا را کرد رشک طور سینا مطلع نور تجلی سر به کوفه از شَجَر شد با گلوی خشک، تن شد غمگسار تشنهکامان همره اطفال گریان، سر روان با چشم تر شد یک پسر شد سوی شام و یک پسر افتاد بیسر تن انیس این پسر، سر همسفر با آن پسر شد تن به بیدستی اخوّت کرد با جسم برادر سر به محنت همعنان با خواهر خونینجگر شد بر یهود نـیـنوا بنـمـود تن نور حـقـیقـت راهب نصرانی از اسرار آن سر باخبر شد فانی فیالله شد تن زیر سـمّ اسب دشـمن سالک سیر الی اللَه سوی شام و کوفه، سر شد در زمین و آسمان و برّ و بحر و کوه و صحرا در جمادات و نباتات این مصیبت با اثر شد خواست تا دشمن کند با قتل بینام و نشانش ای تعالی اللَه که نامش بیشتر از پیشتر شد |